خواجه نصير الدين الطوسي

54

اخلاق ناصرى ( فارسى )

مرتبهء اول از مراتب فضايل كه آن را سعادت نام كرده‌اند اينست كه مردم اراده و طلب در مصالح خويش اندر اين عالم محسوس و امور حسى كه تعلق بنفس و بدن دارد و آنچه بدان متصل و به آن مشارك بود صرف كند و تصرف او در احوال محسوس از اعتدالى كه ملايم آن احوال بود خارج نشود و در اين حال طبع مردم هنوز ملابس اهواء و شهوات بود الا آنكه اعتدال نگاهدارد و از افراط تجاوز نمايد و او در اين مقام به آنچه بدان اقدام بايد نمود نزديكتر بود از آنچه احتراز از آن واجب بود چه امور او متوجه بود بصواب تدبيرى متوسط در فضيلت و از تقدير فكر خارج نيفتد هرچند مشوب بود به تصرف در محسوسات . پس مرتبهء دوم و آنچنان بود كه اراده و همت در امر افضل از اصلاح حال نفس و بدن صرف كند بىآنكه ملابس اهواء و شهوات بود و بمقتضيات ( و بمقتنيات خ ب ) حسى التفاتى ننمايد مگر آنكه ضرورى و ناگزير بود پس فضيلت مردم در اين نوع رتبت متزايد مىشود مراتب و منازل اين نوع بسيار است بعضى از بعضى بلندتر و سبب آن تكثر . اما اولا از جهت اختلاف طبايع بود . و ثانيا از جهت اختلاف عادات . و ثالثا از جهت تفاوت مدارج در علم و معرفت و فهم . و رابعا از جهت اختلاف همتها . و خامسا بحسب تفاوتى كه در شوق و تحمل مشقت طلب افتد گفته‌اند نيز كه از جهت اختلاف بخت و اتفاق انتقال از آخر مراتب اين صنف فضيلت بفضيلت الهى محض باشد كه در آن مرتبه نه التفاتى افتد بمنظرى و نه نظرى بر آينده و نه بر مشايعت گذشته و نه ميل بدورى و نه بخل به نزديكى و نه خوف و فزع از حالى و نه شوق و شعف به چيزى و نه